اما دیگه نظری ندارم.
آه ترس که می آمزد آبرویت را که آن لحظه به حراجش گذاشته ای با گزاف قیمتی بخری
اما دیگه نظری ندارم.
آه ترس که می آمزد آبرویت را که آن لحظه به حراجش گذاشته ای با گزاف قیمتی بخری
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط ساغر
|
در سال 1810 خانمی بنام الیزابت برانتو نامه ای به گوته نوشت و در آن شرح دیدارش با بتهون را باز گفت. در قسمت هایی از این نامه از زبان بتهوون آمده است كه:
"وقتی چشمانم را می گشایم دچار تاسف میشوم، زیرا آنچه كه میبینم مغایر مذهبم هست. من دنیایی كه نمیداند مكاشفه در موسیقی بسی والاتر از مكاشفه در علم و فلسفه است را تحقیر میكنم. موسیقی شرابی است كه به انسان بالندگی تازه ای الهام میكند و من آن خدای شرابم كه شراب شكوهمند و مقدسی را برای بشر عصاره میكشد و روح آنان را سرمست میكند. آنگاه كه از این مستی به هوش آیند از آن دریا، گوهر ها بیرون كشیده اند و بقدر وسع خود ارمغانها به خشكی باز آورده اند."
"من حتی یك دوست ندارم، باید تنها باشم، اما نیك میدانم كه خداوند من از هر هنرمند دیگری هنرمندتر و به من نزدیكتر است... موسیقی بواقع میانجی زندگی عقلانی و احساسی است. با گوته در باره موسیقی من صحبت كنید و به او بگویید كه سنفونیهای مرا گوش دهد. آنوقت درخواهید یافت و به من حق خواهید داد كه بگویم :"
"موسیقی گذرگاهی است اثیری به دنیای والای معرفت كه بشریت را درمی یابد ولی بشریت از دركش عاجز است."
فرادی روز مصابحه هنگامی که بتهوون متن مصاحبه را قرائت می کرد با حیرت گفت : "عجب حالت وجد و خلسه ای داشتم! این حرفها را من زده ام؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط ساغر
|
به نام خالقی که صوت را آفرید و قسم به همان خالق که انکار آن گناه است
از چه بازخواست میکنید ؟آن وجود بی انتها را از ما بازخواست میکنید که چرا؟ که چرا از طبیعی ترین نعمت خداوند استفاده میکنیم؟؟؟؟
من زنده ام و زندگی را محترم می شمارم زیرا این خواست خالق من است ای کسانیکه که ایمان آورده اید مگر نه این است که آفریدگارتان از روحش در تک تک شما دمیده است؟ پس هر انسانی ذره ای از خداوند است توهین به هر کس هر نژاد توهین بر هر ملت هر فرقه هر انسان گناه است
برای انسانها احترام قائل شویم.قضاوت تنها سزاوار اوست.
قسم به آفریدگار آسمان و زمین به هیچ چیز به اندازه ی پاکی تک تک انسانها ایمان ندارم . اینگونه چرایید ؟
با انسانهایی لا ادری بی دین و کافر روبه رویید ؟ یا شهوت پرست و لجام گسیخته ؟؟؟؟
ما نیز همانند دیگرانیم . گناهی نداریم به غیر از بودن به غیر از اینکه برای خدایمان برای شناخت خودمان ارزش قائلیم . به فغان آمدم از تمام حاشیه ها ی منفور از حاشیه های ناپاک نا اهلان خسته ام . به جان آمده ام
حواسم نبود خود وجود من برای اسلام ننگ است وجود ما مطربان بی دین بی خدا چه رسد به نوشتنمان
مرا ببخشید . ببخشید که همان خدایتان را میپرستم و از اعماق وجود ننگینم او را ستایش و پرستش میکنم .مرا ببخشید که هستم که تمامیتان را دوست دارم که من هم همانند دیگران نتوانسم بنشینم و بگویم این نیز بگذرد..........
از مردمی که در جهالت زندگی میکنند و با گمراهی میمیرند به خدا شکایت میکنم(حضرت علی"ع")
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط ساغر
|